♥ عشق من و دنیام ♥
ما به هم میرسیمو خوشبختیم
شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم
بي آنکه دغدغه هاي فردا را داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت
تا وقتی که تو هستی... تا لحظه ای که یاد تو در خاطر من جاریست تا زمانی که دست های گرمت همراه دستهای من است تا وقتی که نگاهت تنها پناهگاه و تکیه گاه نگاه سرگردان من است تا زمانی که تو همسفر جاده زندگی من هستی من زنده هستم... برای زندگی کردن با تو! با لمس کردن دستت راضی میشوم و فراموش میکنم که دور از من بوده ای چگونه از عشق توبه کنم که عشق نوشته شده است و قلبم به سه قسمت تقسیم شد قلبی دوستت داشت قلبی در عشقت ذوب شد و قلبی به تو حسادت میکرد من رو در آغوش خود بگیر که میترسم میخواهم وجودت را در خود احساس کنم ارزش چشم هایم را نمیدانم غیر از اینکه تو را ببینم به من قول دادی که یک عمر در کنارم بمانی به من قول دادی که دوری بین ما فاصله نیاندازد روح و چشم و قلب من برای دوست داشتن تو خلق شده اند اگر در کنارت نمانم و سر بر روی شانه هایت نگذارم به این معناست که در عمرم زندگی نکرده ام و به دنیا نیامده ام عشششششششششششششششق منی اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟ روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛ اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟ ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛ اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه? بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛ اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟ جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسم داری؟ بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاره اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟ چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛ اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟ بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟ دست توی دستمو برم به فردا برسم؟ اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟ تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛ اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟ با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛ اجازه هست ... کاش می شد حرفی از ای کاش نبود کاش می شد هم نبود٬ هر چه بود احساس بود احساس بود................
خدایا منو ببخش که تو همیشه به یادمی ولی من گاهی از تو غافلم منو ببخش که تو همیشه برای من خوبی ولی من گاهی بدم برای تو خدایا منو ببخش که تو همیشه یاری دهنده هستی و من فراموش کننده منو ببخش که تو همیشه به من نزدیکی و من از تو دورم خدایا منو ببخش که اینقد همیشه می گم منو ببخش دقت کردین تا حالا وقتی دو نفرعاشق هم میشن یا ازهم خوششون میاد اصلا به این که طرفشون کیه؟چیکارس؟وضعیت مالیش چجوریه؟خونوادش کینو و.................توجه نمی کنن؟منظورم اینه که فقط عشقشونه که مهمه و چیز دیگه ای ارزش نداره..... میخام بهم بگید ایا شماها سن عشقتون(فاصله سنیتون).وضعیت مالیش.خونوادش.اینکه ماشین نداشته باشه یا داشته باشه و.............براتون خیییییییییلی مهمه و اگه این شرایط خوب نباشه بخاطرش از عشقتون دست میکشیدو کللللللا بیخیالش میشد و میگید.....باباش؟؟؟؟؟؟؟؟یا عشقتون براتون خیییییلی باارزشتره براتون و میمونیدو سعی میکنید به هم کمک کنید تاهمه چی درس شه؟ایا فکر میکنید اگه این شرایط نباشه بعد از یه مدت عشقشون از بین میره؟یا اینکه ممکنه به نفرتو درگیری تبدیل بشه؟ لطفا به همه سوالام جواب بدیدو واقعیتو بگید میخام امارش بیاد دستم چـرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی: ای کاش احساسم گلی می بود گل من گوهر من ،کاش اینجا بودی دستانم تشنه ي دستان توست
عژیژم
من زنده هستم
ادامه مطلـب
نــــذار برم
یعنـــــــی بــرم گــــردون
سفــــت بغلـــــم کـــن.. ... ...
ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و
بگــــــو :
خداحافــــظ و زهــــر مـــار
بیخــــــود کــــردی میگی خداحافـــــظ
مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه!!!
میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد
رقصان به روی طاق ایوانت
ای کاش احساسم کبوتر بود
بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میکرد
ای کاش احساسم درختی بود
تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت
تو مست در میخانه اش بودی
ای کاش احساسم صدایی داشت
از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی
سرما به جان دشت غم میزد
ای کاش احساسم هویدا بود
در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم
خاموش نمیگشت و نمی آلود
ای کاش احساسم قلم میگشت
تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که " دوستت دارم"ی میگشت
تا معنی احساس من میشد .
جان من جوهر من، کاش اینجا بودی
اگر اینجا بودی ، خانه خاموش نبود
آینه حوصله داشت گل فراموش نبود
وزن قلب سنگینم ، غربت آهنگ نبود
ساعت دیواری خسته از زنگ نبود
کاش اینجا بودی
با تو بودن ای کاش، تا ابد ممکن بود
لحظه های دیدار، تا ابد ساکن بود
اگر اینجا بودی، زندگی وسعت داشت
غزل ناممکن، به قلم رغبت داشت
کاش اینجا بودی
کمترین پیدایی،دوری و اینجایی
من که با تو هستم،تو چرا تنهایی
باهمه دوری ما،اینهمه فاصله ها
همه جا سرشار ،از هوایت اینجا
گل من گوهر من ،کاش اینجا بودی
جان من جوهر من، کاش اینجا بودی
کاش اینجا بودی
ادامه مطلـب
MiSs-A |